مزدا هنوز در دنیای خودروهای برقی موفقیت بزرگ و چشمگیری به دست نیاورده است. تلاش اولیه آنها، کراساور عجیب MX-30، جذابیتهای خاص خودش را داشت اما در عملکرد و قابلیت استفاده روزمره نمره ضعفی گرفت. مدل اخیر یعنی سدان 6e هم امیدوارکننده به نظر میرسید، اما به دلیل ریشههای چینی (چنگان) و دوری از کیفیت رانندگی و سکوت معمول مزدا، نتوانست نظر منتقدان را جلب کند. حالا سوال اینجاست که آیا CX-6e جدید میتواند اشتباهات این دو مدل را جبران کند؟
این خودرو در واقع نسخه اروپایی مدل EZ-60 است که پیشتر در چین به دو صورت برقی و بنزینی (دارای افزایشدهنده برد) عرضه شده است، اما بازار اروپا تنها نسخه برقی آن را دریافت میکند. CX-6e از نظر پلتفرم و پیشرانه کاملاً با مدل 6e مشترک است؛ ماشینی که اخیراً در تستهای جادهای توانست سه ستاره از منتقدان بگیرد. این یعنی ما شاهد یک باتری ۷۸ کیلووات ساعتی لیتیوم آهن فسفات هستیم که یک موتور ۲۵۵ اسب بخاری با گشتاور ۲۱۴ پا-پوندی را روی محور عقب تغذیه میکند.
این ترکیب به خودرو امکان میدهد تا طبق استاندارد WLTP، ۳۰۰ مایل برد داشته باشد. اما داستان اصلی اینجاست: مزدا میخواهد با طراحی شادابتر و قیمتی که حدود ۱۰ هزار پوند از رقیب سرسختش یعنی بیامو iX3 کمتر است، حسابی در این کلاس داد بزند. آیا این بار مزدا موفق میشود؟
به نقل از ماشین باز ورود مزدا CX-6e به بازار نشاندهنده یک تغییر استراتژیک و حیاتی برای این شرکت ژاپنی است. مزدا که همیشه با شعار «زوم-زوم» و لذت رانندگی شناخته میشود، در داستان الکتریکی شدن کمی عقب مانده بود. همکاری با چنگان (Changan) به مزدا اجازه داد تا به سرعت پلتفرمها و خودروهای برقی مورد نیاز بازار را توسعه دهد، اما این راه میانبر هزینههای خود را داشته است؛ از دست دادن بخشی از ویژگیهای پویایی که برند مزدا را در گذشته متمایز میکرد. با این حال، CX-6e نشان میدهد که مزدا در حال یادگیری از اشتباهات گذشته است.
استفاده از باتری لیتیوم آهن فسفات (LFP) یک انتخاب هوشمندانه برای کنترل هزینهها و افزایش دوام است، هرچند ممکن است در مقایسه با شیمیهای دیگر چگالی انرژی کمتری داشته باشد. برد ۳۰۰ مایلی (حدود ۴۸۰ کیلومتر) بر اساس استاندارد WLTP برای یک شاسی بلند متوسط کاملاً رقابتی است و میتواند دغدغه باتری را برای اکثر کاربران روزمره برطرف کند. اما ترفند واقعی مزدا در این مدل، استراتژی قیمتگذاری آن است. ادعای رقابت با بیامو iX3 با اختلاف قیمت ۱۰ هزار پوندی، نشان میدهد که مزدا قصد دارد «ارزش» را به جای برند، به عنوان سلاح اصلی خود در بازار اروپا انتخاب کند.
با این حال، باید واقعبین بود. مشتریان کلاس پریمیوم به شدت به کیفیت متریال، تکنولوژیهای رانندگی و هویت برند اهمیت میدهند. اگر CX-6e نتواند از نظر کیفیت کابین و تجربه رانندگی با استانداردهای رقبای آلمانی همخوانی داشته باشد، تنها قیمت پایین برای متقاعدسازی خریداران کافی نخواهد بود. موفقیت این خودرو به شدت به نحوه تنظیم سیستم تعلیق و فرمانگیری بستگی دارد تا مشخص شود آیا «روح مزدا» در این مدل مشترک زنده مانده است یا خیر. در نهایت، CX-6e میتواند نقطه عطفی برای آینده برق این شرکت باشد، به شرطی که وعدههای تجاری خود را به درستی عملی کند و کیفیت را فدای قیمت ارزان نکند.