کانسپت جدید فولکس‌واگن قواعد بازی خودروهای برقی را عوض می‌کند؛ چرا نمی‌توانیم آن را بخریم؟

کانسپت جدید فولکس‌واگن قواعد بازی خودروهای برقی را عوض می‌کند؛ چرا نمی‌توانیم آن را بخریم؟

فولکس‌واگن کانسپت جدیدش را Mission Efficiency نام‌گذاری کرده است؛ خودرویی با خطوطی دراماتیک و شبیه به قلوه‌سنگی که صیقل داده شده باشد. این مدل از نظر فنی به ID Poloی ۲۵ هزار پوندی که هم‌اکنون در نمایشگاه‌ها فروخته می‌شود بسیار نزدیک است، اما برخلاف آن مسیر تولید را پیش نخواهد گرفت.

وقتی مشخصات این کانسپت را می‌خوانیم، این سوال پیش می‌آید: چرا فولکس‌واگن همین حالا آن را نمی‌سازد؟ در حال حاضر هیچ خودرویی شبیه به آن نیست و اگر با استفاده از قطعات موجود تولید می‌شد، تقریباً بدون رقیب می‌ماند و به نظر می‌رسید پروژه‌ای پرسود باشد. اما ظرفیت فنی همیشه با توجیه اقتصادی و واقعیت‌های قانونی هم‌راستا نیست.

ما خودروهای کوچک و سبک را می‌خواهیم، اما در عین حال فضای سر و پا، دید مناسب، سیستم صوتی قدرتمند، کیسه‌های هوا و صفحه‌نمایش‌های بزرگ با اتصال گوشی هوشمند را هم طلب می‌کنیم. مهندسان باید تجهیزات ایمنی و ساختار مقاوم در برابر تصادف را در خودرو جای دهند و طراحان نیز می‌خواهند خودرو در جاده نمای سنگین و چشمگیری داشته باشد، نه اینکه محو شود.

به همین دلیل است که حتی سبک‌ترین و کارآمدترین خودروهای برقی امروز هم به کارایی واقعی این کانسپت نزدیک نمی‌شوند. کارایی تجاری و رعایت مقررات همیشه بر پتانسیل فنی ارجحیت دارد. بنابراین Mission Efficiency می‌تواند آینده طراحی و پلتفرم‌های فولکس‌واگن را تحت تاثیر قرار دهد، اما بعید است مانند XL1 به پارکینگ مشتریان برسد؛ و این واقعاً حاصل شده است.

به نقل از ماشین باز
این خبر بیشتر از آنکه نشان‌دهنده ناکارآمدی فولکس‌واگن باشد، تصویری واقعی از صنعت خودروسازی امروز است. کانسپت Mission Efficiency ثابت می‌کند فناوری لازم برای ساخت خودروهای برقی بسیار سبک‌تر و پربازده‌تر وجود دارد؛ اما وقتی ایمنی، آیرودینامیک، انتظارات مشتری، حاشیه سود و هزینه توسعه روی هم قرار می‌گیرند، تولید انبوه چنین خودرویی به یک معادله پیچیده تبدیل می‌شود. ID Polo نشان می‌دهد پلتفرم‌های استاندارد برقی می‌توانند خودرویی نمایشگاهی جذاب و نسبتاً ارزان بسازند، اما هر تغییری در ابعاد، وزن و طراحی بدنه باید با قوانین تصادف، استانداردهای آلایندگی و تولید با حجم بالا سازگار باشد.
امروزه تقاضای بازار نیز چندگانگی عجیبی دارد. مشتریان خودروی کوچک و سبک را می‌خواهند، اما اتاق جادارتر، صفحه‌نمایش بزرگ‌تر، اتصال گوشی، سیستم‌های کمک‌راننده و باتری با برد بیشتر را هم از همان خودرو انتظار دارند. این ترکیب، وزن و هزینه را بالا می‌برد و دقیقاً همان جایی است که زیبایی کانسپت با واقعیت تولید تصادف می‌کند. علاوه بر این، خودروهای شهری بسیار سبک سودآوری ضعیفی دارند و خودروسازان ترجیح می‌دهند نوآوری را در مدل‌هایی با حاشیه سود بالاتر پیاده کنند تا هزینه تحقیق و توسعه دوباره به دست آید. رقابت چینی‌ها و کاهش قیمت باتری نیز فشار برای سودآوری را بیشتر کرده است.
پیش‌بینی ماشین باز این است که Mission Efficiency هرگز به‌طور مستقیم تولید نشود، اما زبان طراحی، راه‌حل‌های آیرودینامیک و درس‌های مهندسی آن در پنج تا هفت سال آینده در محصولات سری فولکس‌واگن ظاهر خواهد شد. به عبارت دیگر، این کانسپت پایان یک مسیر نیست، بلکه آزمایشگاهی برای نسل بعدی خودروهای برقی است.

منبع: Autocar (مشاهده متن اصلی)