ولوو بزرگترین و جسورانهترین برنامه توسعه محصول در ۹۹ سال تاریخ خود را اعلام کرده است: تا پایان ۲۰۳۰، ۱۳ مدل جدید به بازار خواهد آمد که ترکیبی از خودروهای برقی و هیبریدی خواهند بود. بخش مهم این خبر، بازگشت سدان و استیشن به سبد محصول است. شرکت سوئدی میخواهد سبد خود را منطقهای کند؛ یعنی بازارهای غربی و چین پیشنهادهای جداگانهای دریافت کنند. هفت مدل برای بازارهای غربی در راه است که روی پلتفرمهای SPA2 و SPA3 و پلتفرم محاسباتی HuginCore ساخته میشوند و شامل یک شاسیبلند برقی سگمنت D با تمرکز بر بازار آمریکا خواهند بود.
در اروپا، ولوو قصد دارد تا ۲۰۳۰ یک لاینآپ کاملاً برقی ارائه کند. این شرکت از «بدنههای پایین و مرتفع» جدید صحبت میکند؛ تایپ مرتفع همان SUV و تایپ پایین شامل سدان و استیشن است، یعنی بازگشت به ریشههای سنتی برند. الکساندر پتروفسکی، مدیر فناوری ولوو، میگوید سرعت برقیسازی در کشورهای مختلف اروپایی یکسان نیست، بنابراین یک مدل میتواند همزمان با پیشرانش BEV، PHEV و HEV عرضه شود. پلتفرم SPA2 در حال حاضر زیر کاپوت EX90 و ES90 قرار دارد و SPA3 هم EX60 را پیش میبرد.
برای چین، شش مدل جدید با همکاری شرکت مادر ژئلی و بر اساس پلتفرمهای مشترک و یک پشته فناوری چینی توسعه خواهند یافت؛ جایی که EM90 در حال حاضر یک مدل انحصاری است. در کنار برقیسازی، ولوو روی سیستم هیبریدی نسل سوم هم سرمایهگذاری میکند تا مشتریان هنوز مردد از برقی کامل را نگه دارد. تازهترین ارتقای XC90 و XC60 پلاگین هیبریدی با باتری بسیار بزرگتر، تا ۱۲۴ مایل حرکت در حالت کاملاً برقی را ممکن کرده است.
توماس اینگنلات دوباره طراحی ولوو را برعهده گرفته و قرار است خودروهای جدید نشاندهنده «عصر بعدی طراحی» باشند. هاکان ساموئلسون، مدیرعامل، میگوید نمایشگاههای ولوو در ۲۰۳۰ کاملاً متفاوت خواهند بود و این قویترین خط لوله محصول تاریخ برند است. استفاده از پلتفرمهای موجود، سرمایهگذاری مورد نیاز را کاهش میدهد و کمک میکند ولوو سود عملیاتی EBIT را بالای ۸ درصد نگه دارد. بخش تجاری جدید هم روی سادگی، شفافیت و دقت بنا شده و شامل قیمتگذاری شفاف و خودروهای آماده تحویل سریع خواهد بود.
به نقل از ماشین باز این برنامه تنها «بیشتر تولید کردن» نیست؛ یک تغییر استراتژیک و بسیار واقعبینانه است. ولوو متوجه شده که رویکرد یک خودرو برای همه بازارها دیگر جواب نمیدهد: تعرفهها، محدودیتهای فناوری و سلیقههای متفاوت، هزینه و پیچیدگی را بالا بردهاند. تفکیک بازارهای غربی و چین ریسک را کاهش میدهد؛ در غرب روی پلتفرمهای موجود و پلتفرم محاسباتی HuginCore تمرکز میشود و در چین از توانمندی ژئلی در اکوسیستم دیجیتال، زنجیره تأمین و بازار برقی استفاده میشود.
بازگشت سدان و استیشن یک سیگنال برندسازی قوی است. ولوو همیشه پناهگاه مشتریانی بوده که به دنبال طراحی آرام، ایمنی و هویت اسکاندیناویایی بودهاند؛ حالا این ارزشها با پلتفرمهای برقی و نرمافزار جدید ترکیب میشوند. ارائه همزمان BEV، PHEV و HEV در یک مدل نیز راهبردی محافظهکارانه اما هوشمند است، چون اروپا با سرعتهای متفاوتی برقی میشود و کنار گذاشتن زودهنگام موتورهای درونسوز میتواند فروش را به خطر بیندازد.
در نهایت، موفقیت این برنامه به طراحی متمایز، تجربه نرمافزاری قابل اعتماد و قیمتگذاری شفاف وابسته است. بازگشت توماس اینگنلات نشان میدهد که ولوو دوباره روی احساسات و هویت بصری حساب باز کرده است. اگر اجرا دقیق باشد، این روند میتواند سهم ولوو در بازار خودروهای برقی را دو برابر کند و سود عملیاتی را بالای ۸ درصد نگه دارد؛ اما رقبای چینی و فشار تعرفهای فضای خطا را بسیار کوچک کردهاند. تمرکز همزمان روی چین و غرب میتواند حجم تولید و درآمد را تضمین کند، اما مدیریت چند پلتفرم و استانداردهای متفاوت، چالش مهندسی و تأمین قطعه را افزایش خواهد داد.