به گزارش ماشین باز، اگر فکر میکنید انتظار برای تعمیر ماشینتان طولانی است، تصور کنید صاحبان ناوگانهای شرکتی چه میگذرانند! مدیران ناوگانهای تجاری با تاخیرهای عجیب و غریبی برای تعمیرات تحت گارانتی مواجه شدهاند؛ به طوری که زمان انتظار برای برخی تعمیرات حتی به ۵ ماه هم میرسد. «مارک سینکلر»، متخصص مدیریت زمان از شرکت لیزینگ «اگیلیوی» میگوید انتظار ۵ ماهه برای تعمیر خودروهای شرکت تحت گارانتی، به خصوص در برندهای پریمیوم، کاملاً واقعی است. او اعتراف میکند که شرکتش برای نگه داشتن ماشینها در جاده، گاهی مجبور میشود هزینهها را از جیب خود بپردازد و تعمیرات را خارج از روال گارانتی پیش ببرد تا مشتریان معطل نمانند.
دلیل اصلی این کابوس، کمبود طولانیمدت قطعات است که با تاثیرات دوران کرونا و درگیریهای بینالمللی تشدید شده است. کمبود تکنسینهای متخصص، به خصوص آنهایی که صلاحیت کار روی خودروهای برقی را دارند، مشکل را دوچندان کرده است. با این حال، تلاشهای شرکتهایی مثل اگیلیوی بینتیجه نبوده و میانگین زمان از کار افتادن خودروها در سالهای اخیر حدود ۱۷ درصد کاهش یافته و به ۱۷.۸ روز رسیده است. طولانیترین زمان معطل شدن یک ماشین هم از ۴۱۲ روز به ۲۲۵ روز کاهش پیدا کرده است.
اما داستان فقط کمبود قطعات نیست. سیاستهای خودروسازان هم بیتاثیر نبوده است. در بسیاری از موارد، خودروسازان به نمایندگیها اجازه نمیدهند پیشقدم انجام کارهای گارانتی شوند، چون میخواهند تعلل کنند و دیرتر هزینهها را پرداخت کنند. این یعنی تجربه بدتری برای مشتری. در مقابل، تعمیر خودروهایی که گارانتیشان تمام شده، سریعتر از قبل انجام میشود و زمان از کار افتادن آنها به کمتر از ۲ روز رسیده است. همچنین بسیاری از ناوگانها برای فرار از این بنبست، به سمت قطعات سبز یا بازیافتی رفتهاند، هرچند شرکتهای لیزینگ برای ماشینهای نوتر هنوز محتاط هستند چون استفاده از این قطعات ممکن است گارانتی را به خطر بیندازد.
به نقل از ماشین باز این خبر پرده از یک پارادوکس بزرگ در صنعت خودرو برمیدارد: خودروسازان با عظمت گارانتی میفروشند، اما زیرساختهای لازم برای اجرای به موقع آن را ندارند. تاخیر ۵ ماهه برای تعمیر خودروهای شرکتی، یعنی فلج شدن کسبوکارهایی که به این وسایل نقلیه وابستهاند. ریشه مشکل ترکیبی پیچیده از بحران زنجیره تامین قطعات (که از دوران کرونا و درگیریهای جهانی جان سالم به در برده) و سیاستهای محافظهکارانه خودروسازان است که اغلب اجازه نمیدهند نمایندگیها پیشقدم انجام تعمیرات گارانتی شوند تا هزینهها را دیرتر پرداخت کنند.
این وضعیت دو پیامد مهم به همراه دارد: نخست، شرکتهای لیزینگ نقش پررنگتری در مدیریت زمان از کار افتادن خودروها پیدا میکنند و حتی گاهی مجبورند برای حفظ اعتماد مشتری، هزینهها را از جیب خود بپردازند. دوم، شیفت قابل توجه به سمت تعمیرگاههای غیرنمایندگی و استفاده از قطعات سبز/بازیافتی نشان میدهد که بازار به دنبال راهحلهای عملگرایانه برای فرار از این بنبست است.
با این حال، باید توجه داشت که استفاده از قطعات بازیافتی روی خودروهای نوتر با گارانتی باقیمانده، ریسک بالایی دارد و میتواند گارانتی را باطل کند. پیشبینی میشود با افزایش سهم خودروهای الکتریکی، فشار مضاعفی بر تکنسینهای متخصص وارد شود و شکاف عرضه و تقاضا در این بخش بیشتر شود. تا زمانی که سازندگان سیاستهای گارانتی خود را شفافتر و پویاتر نکنند، این کابوس برای مدیران ناوگانها ادامه خواهد داشت و احتمالاً شاهد فشار برای ایجاد قانونگذاریهای حمایتی جدید از مصرفکنندگان شرکتی خواهیم بود.