برندهای چینی مانند دنیزا و گریت وال موتورز (GWM) با معرفی سوپراسپرتهای الکتریکی با قدرتهای خیرهکننده (حتی تا ۳۰۰۰ اسب بخار!) و قیمتهای رقابتی، مستقیم به قلمرو پورشه، فراری و مکلارن حملهور شدهاند. دنیزا با مدل «زد» که یک کوپه اسپرت با ۱۵۸۴ اسببخار است، و GWM با یک مدل هیبریدی مید-انجین V8 که در راه است، نشان دادهاند که دیگر تنها بازیگران بازار خودروهای معمولی نیستند.
اما به نظر میرسد این قدرت ظاهری، لرزهای به اندام برندهای اروپایی نینداخته است. دلیل اصلی این است که بازار خودروهای اسپرت تمامالکتریک با قیمتهای سرسامآور، هنوز تقاضای واقعی و پایداری ندارد. از سوی دیگر، این خودروهای چینی اغلب در ارائهی احساس رانندگی دلچسب (داینامیک) و ظرافتهای فنی که برندهای اروپایی دههها بر روی آن کار کردهاند، هنوز حرفی برای گفتن ندارند. تمرکز آنها اغلب روی تکنولوژی روز و قدرت اسمی است.
تاریخ نیز نشان میدهد که ورود یک تازهوارد آسیایی به باشگاه انحصاری سوپراسپرتها کار آسانی نیست. ژاپن با مدلهای افسانهای مانند NSX و LFA نتوانست حضور دائمی در این جدول داشته باشد. برای برندهای چینی، این خودروهای نمادین بیشتر نقش «هِیلو کار» (Halo Car) را بازی میکنند؛ یعنی برای افزایش اعتبار و توجه به محصولات اصلی و پرتیراژ برند ساخته میشوند، نه برای رقابت مستقیم در حجم بالا.
با این حال، نباید تأثیر مثبت این رقابت جدید را نادیده گرفت. فشار رقبای چینی میتواند همانند دهههای گذشته که ژاپنیها صنعت را متحول کردند، محرکی برای نوآوری سریعتر و بهتر غولهای اروپایی باشد. آنها این چالش را نه یک تهدید که فرصتی برای قویتر شدن میبینند.
به نقل از ماشین باز تحلیل این رقابت نوپا فراتر از مقایسهی اعداد کاتالوگ است. دلایل بیتفاوتی نسبی برندهای اروپایی ریشه در ماهیت بازار سوپراسپرتها و استراتژی بلندمدت خودروسازان چینی دارد. سوپراسپرت یک محصول کاملاً احساسی و مبتنی بر میراث است. خریدار این خودروها فقط قدرت موتور نمیخرد؛ او تاریخ، هویت، حس رانندگی منحصربهفرد و حتی ارزش سرمایهگذاری (Residual Value) یک فراری یا پورشه را خریداری میکند. این «اعتبار برند» چیزی نیست که با یک موتور پرتوان الکتریکی در مدت کوتاه به دست آید. از سوی دیگر، استراتژی اصلی شرکتهای چینی مانند BYD و GWM، تسخیر بازار انبوه جهانی است. مدلهای پرزرق و برق و پرتکلف سوپراسپرت آنها، ابزاری تبلیغاتی و برای بالا بردن پرستیژ کل برند است. هدف نهایی، فروش بیشتر SUVها و سدانهای الکتریکی خانوادهدوست است. بنابراین، احتمالاً شاهد یک درگیری مستقیم و تمامعیار بر سر سهم بازار سوپراسپرت نخواهیم بود. اما قطعاً شاهد پیشرفت سریع تکنولوژی در بخشهایی مانند باتری، موتورهای الکتریکی و سیستمهای پلاساین خواهیم بود. رقابت چینیها ممکن است در نهایت مانند تأثیر هوندا NSX بر فراری در دهه ۹۰ میلادی باشد: یک بیدارباش تکنولوژیک که در نهایت باعث پیشرفت کل صنعت و تولید محصولات بهتر برای مشتری میشود. آینده نشان میدهد که آیا برندهای چینی میتوانند با صبر و سرمایهگذاری بلندمدت، تعریف جدیدی از سوپراسپرت مبتنی بر تکنولوژی ارائه دهند یا خیر.