کیلومترخورها چرا آژین بهترند و قصه‌های جذاب‌تری می‌گویند؟

کیلومترخورها چرا آژین بهترند و قصه‌های جذاب‌تری می‌گویند؟

اول از همه اعتراف کنم که خودم همیشه این حرف را عمل نمی‌کنم: تجربه دردناک خرید یک فیات پاندا ۱۰۰ اسب‌بخاری با ۸۰ هزار مایل، با بدنه‌ای پر از زنگ و فرورفتگی، باعث شدم آن را بفروشم و به سراغ یک مزدا MX-5 نزدیک به نو با فاینانس بروم. با این حال، عاشق ماشین‌های کیلومترخور هستم. کیلومتر بالا باعث می‌شود مدل‌های جذابی که قیمتی فراتر از توان دارند، به‌طور ناگهانی در دسترس قرار گیرند.

برای مثال، وقتی دنبال اولین ماشین برادرم می‌گشتیم، یک سوزوکی سوئیفت اسپرت ۲۰۱۵ پیدا کردیم که به‌خاطر کیلومتر بسیار بالا، قیمتش تا حدی پایین بود که با بودجه محدود ما جور شد. به‌جز چند خط و خش ظاهری، تاریخچه کامل سرویس داشت، زنگ‌زده نبود و کاملاً سالم بود؛ یک «قهرمان کیلومترخور» واقعی.

این ماشین‌ها فقط ارزان نیستند؛ داستان‌های واقعی‌ای هم دارند که آدم را یاد سفرهای طولانی، خنده‌های عربان و سرنوشت‌های مشترک می‌اندازد. حساب X با نام «Mileage Impossible» این داستان‌ها را زنده نگه می‌دارد؛ از جمله یک BMW M5 با موتور V10 معروف به S85 که ۲۴۰ هزار مایل رفته است. خودرویی که در طول عمرش هشت ست شمع، دو ست بیرینگ میل‌لنگ و ۶۵ بار تعویض روغن داشته، اما هنوز هم در حال حرکت است.

مدل‌های دیگری مثل جگوار XKR با ۴۱۵ هزار مایل، پورشه پاناما با موتور ۴.۰ لیتری دیزل V۸ که ۶۲۱ هزار مایل طی کرده و حتی یک لاففراری با بیش از ۹۲ هزار مایل نشان می‌دهند که نگهداری درست می‌تواند معجزه کند. در دنیایی که روزبه‌روز بیشتر به سمت مصرف‌گرایی یک‌بار-use می‌رود، پیام واضح است: از ماشینت مراقبت کن، تا ماشینت از تو مراقبت کند.

به نقل از ماشین باز این گزارش بیشتر از یک داستان ماشین‌پسند، نگاهی واقع‌بینانه به تغییر الگوی مصرف و ارزش‌گذاری خودرو است. در بازاری که ترس از کیلومتر بالا اغلب بیشتر از واقعیت خرابی‌هاست، نمونه‌هایی مثل BMW M5 ثابت می‌کنند که تاریخچه تعمیر و نگهداری، مهم‌ترین معیار خرید است، نه تنها عدد روی کیلومترشمار. البته نباید ساده‌انگار کرد: موتورهای درشت و مدل‌های خاص می‌توانند هزینه‌های بزرگی به همراه داشته باشند و مالک با تعویض قطعات فرسودنی، در واقع بخشی از هزینه خرید دوباره ماشین را می‌پردازد. با این حال، افت قیمت به حدی است که گاهی حتی احتمال تعمیر سنگین هم ارزش ریسک می‌کند. در شرایط اقتصادی فعلی، خودروهای پربوشکیلومتر دیگر فقط انتخابی برای توانگرها نیستند؛ برای خریداران خرد، تاکسی‌دارها و علاقه‌مندان به مدل‌های کمیاب به یک استراتژی منطقی تبدیل شده‌اند. هرچه نگاه به مالکیت طولانی‌مدت رایج‌تر شود، بازار قطعات و تخصصی‌کاری هم انگیزه بیشتری برای خدمات به این ناوگان پیدا می‌کند. در آینده نزدیک می‌توان انتظار داشت که تقاضا برای ماشین‌های مستعمل پربوشکیلومتر با سرویس‌تاریخ شفاف افزایش یابد و حتی خودروهای پلاگین هیبریدی و برقیِ پرکاربرد هم داستان‌های مشابهی بسازند، به شرطی که باتری و سیستم‌های الکتریکی آن‌ها قابل ارزیابی و تعمیر باشند. البته این ریسک برای همه مناسب نیست؛ خریدار بدون پس‌انداز اضطراری ممکن است ضرر کند، اما خریدار آگاه از افت شدید قیمت و ماندگاری خودروی سرویس‌شده بهره می‌برد.

منبع: Autocar (مشاهده متن اصلی)