فولکس واگن اخیراً کنسیپت Mission Efficiency را معرفی کرده است؛ خودرویی که از نظر فنی حکم یک زلزله در بازار خودروهای برقی را دارد. این مدل بر پایه آیدی پولو (ID Polo) ساخته شده و ظاهری نمایشگاهی، آیرودینامیک و تقریباً شبیه به سنگریزههای صیقلی به خود گرفته است. در نگاه اول همه با خود میگوییم: وقتی زیربنای آن به یک خودروی واقعی و آماده تولید شبیه است، چرا فولکس واگن آن را وارد خط تولید نمیکند؟
واقعیت این است که هیچ خودروی امروزی حتی از دور هم خانوادههای Mission Efficiency هم نمیشود. اگر این پروژه با استفاده از قطعات موجود تولید میشد، عملاً رقیبی در کار نبود و میتوانست یک محصول پولساز برای خودروساز آلمانی باشد. اما دنیای واقعی همینقدر ساده نیست.
ما خودروهای سبک و جمعوجور را دوست داریم، اما همزمان فضای سر و پا، دید خوب، سیستم صوتی قدرتمند، کیسه هوا و صفحهنمایشهای بزرگی را میخواهیم که گوشی ما را پشتیبانی کنند. از سوی دیگر، مهندسان باید تجهیزات ایمنی اجباری و ساختارهای تصادف را در خودرو جای دهند و طراحان هم میخواهند خودرویی بسازند که در خیابان خودنمایی کند، نه چیزی که محو شود. به همین دلیل حتی سبکترین و بهینهترین خودروهای برقی امروزی هم به بازدهی این کنسیپت نمیرسند.
بنابراین Mission Efficiency احتمالاً همان سرنوشت سایر آزمایشهای جذاب را پیدا میکند: پروژهای جسورانه که تاثیر خود را بر خودروهای آینده نشان میدهد، اما هرگز به حیاط مشتریان راه نمییابد.
به نقل از ماشین باز
این کنسیپت درس مهمی درباره مرز میان آرزوهای مهندسی و واقعیت بازار دارد. فولکس واگن نشان داده است که اگر اولویتها صرفاً بازدهی، وزن و آیرودینامیک باشد، چقدر میتوان خودروی برقی را پیش برد. problema این نیست که توانایی فنی وجود ندارد؛ مسئله اصلی این است که مشتریان، مقررات و ساختار هزینهها اجازه نمیدهند چنین خودرویی به یک محصول تجاری موفق تبدیل شود.
امروزه استانداردهای ایمنی، الزامات تصادف و انتظارات مصرفکنندگان به شدت پیچیده شدهاند. هر خودرویی باید کیسه هوا، ساختار محافظ، باتری ایمن، سیستمهای کمکراننده و زیرساختهای اتصال داشته باشد. این فناوریها همه جا و وزن دارند و دقیقاً همان چیزی هستند که یک کنسیپت خالصانه و کموزن را نابود میکنند.
در کنار این، مدلهای تجاری باید توانایی تولید انبوه، حاشیه سود مناسب و پذیرش گسترده بازار را داشته باشند. یک خودروی فوقالعاده سبک ممکن است بازدهی خیرهکنندهای داشته باشد، اما اگر فضای کابین را محدود کند، در شهر جلب توجه نکند یا در تستهای ایمنی به درستی عمل نکند، به سرعت به یک شکست گرانقیمت تبدیل میشود.
با این حال نباید از ارزش چنین پروژههایی غافل شد. Mission Efficiency میتواند به آزمایشگاهی واقعی برای آینده فولکس واگن تبدیل شود؛ جایی که راهکارهای آیرودینامیک، مدیریت وزن و نرمافزارهای موتور الکتریکی توسعه مییابند و سپس در مدلهای تولیدی به کار گرفته میشوند. بنابراین حتی اگر این خودرو هرگز ساخته نشود، روح آن در نسلهای بعدی آیدی پولو، گلف برقی و دیگر محصولات گروه فولکس واگن ادامه پیدا خواهد کرد.