گزارشهای جدید نشان میدهد که ناوگانهای شرکتی (فلوتها) با تأخیرهای عجیبی در تعمیرات تحت گارانتی مواجه شدهاند؛ به طوری که زمان انتظار برای تعمیر برخی خودروها حتی به ۵ ماه هم میرسد! مارک سینکلر، متخصص مدیریت زمان توقف در شرکت لیزینگ «اوگیلوی فلیت» (Ogilvie Fleet)، میگوید انتظار ۵ ماهه برای تعمیرات گارانتی ماشینهای شرکتی، بهویژه در برندهای لوکس (پریمیوم)، کاملاً واقعی است. او میگوید شرکتش برای اینکه خودروها در جاده بمانند، دست به کار شده و خودش هزینه تعمیرات را پرداخت میکند تا از فرایند گارانتی عبور کند و خودروها را به تعمیرگاههای مستقل با ظرفیت خالی ببرد.
دلیل اصلی این کابوس، کمبود طولانیمدت قطعات است که با بحرانهای جهانی تشدید شده. از طرفی، کمبود شدید تکنسینهای متخصص، بهویژه برای خودروهای الکتریکی، مشکل را دوچندان کرده. سیاستهای خودروسازان (OEM) هم در این میان بیتأثیر نیست. مارتین نرگارد هوگ، مدیرعامل شرکت Tjekvik، میگوید بسیاری از خودروسازان در قراردادهایشان با نمایندگیها، آنها را از برخورد فعالانه با مشتری برای تعمیرات گارانتی منع میکنند، چون نمیخواهند زودتر از موعد پولی بابت گارانتی بپردازند. نتیجه این میشود که مشتری باید خودش درخواست تعمیر بدهد و نمایندگی هم فقط واکنشی برخورد میکند که این یعنی تجربه بدی برای مشتری.
در نقطه مقابل، زمان تعمیر برای خودروهای خارج از گارانتی کاهش یافته است. شرکت Epyx گزارش داده که میانگین زمان توقف ناوگان برای نگهداری و تعمیر به پایینترین حد از قبل از کرونا رسیده. همچنین، فلوتها به شدت از نمایندگیهای رسمی فاصله گرفته و به تعمیرگاههای مستقل روی آوردهاند؛ چرا که نرخ ساعتی نمایندگیها از سال ۲۰۲۰ تا الان ۳۲ درصد گرانتر شده، در حالی که تعمیرگاههای مستقل تنها ۲۷ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
یکی از راهکارهای جدید برای خودروهای قدیمیتر، استفاده از قطعات سبز یا بازیافتی است. وینسنت سن کلر از شرکت Fleet Assist میگوید اگر بتوان قطعه سبز پیدا کرد، چرا ماشین باید برای یک آینه کنار خیابان معطل بماند؟ اما کارولین ساندال-منسرگ از شرکت لیزینگ Alphabet هشدار میدهد که برای خودروهای جوان تحت گارانتی، استفاده از قطعات غیراستاندارد میتواند گارانتی را نابود کند و خودروسازان هم به شدت از این موضوع محافظت میکنند.
به نقل از ماشین باز این خبر پرده از یک پارادوکس عجیب در صنعت خودرو برمیدارد: خودروهای نو که قرار است با گارانتی آرامش خاطر بدهند، حالا به بزرگترین سردرد فلوتها تبدیل شدهاند، در حالی که خودروهای قدیمیتر و خارج از گارانتی سریعتر تعمیر میشوند و به جاده برمیگردند. دلیل این وضعیت، ترکیبی از انحصارطلبی خودروسازان در زنجیره تأمین قطعات و سیاستهای سختگیرانه گارانتی است که مانع از واکنش سریع نمایندگیها میشود. شرکتهای لیزینگ مجبورند نقش جدیدی پیدا کنند؛ آنها دیگر فقط تأمینکننده ماشین نیستند، بلکه به نوعی «مدیریت بحران زمان توقف» تبدیل شدهاند. پرداخت هزینه از جیب خود برای دور زدن گارانتی نشان میدهد که هزینه زمان توقف برای آنها بسیار بیشتر از هزینه تعمیر است. این روند میتواند مدلهای جدیدی از قراردادهای لیزینگ را شکل دهد که تضمین زمان توقف را شامل میشود. در آینده شاهد سه روند خواهیم بود: اول، فشار بیشتر بر خودروسازان برای شفافیت و سرعت در پردازش گارانتی؛ دوم، تخصصیتر شدن تعمیرگاههای مستقل که میتوانند خودروها را سریعتر برگردانند؛ و سوم، رشد بازار قطعات بازیافتی برای خودروهای قدیمیتر. اما برای خودروهای الکتریکی نو، بحران کمبود تکنسین متخصص و کنترل سختگیرانه نرمافزارها توسط خودروسازان همچنان یک چالش جدی است. درگیری منافع بین خودروسازان و نمایندگیها بر سر هزینههای گارانتی، در نهایت به ضرر مشتری نهایی تمام میشود. ممکن است شاهد ظهور سرویسهای شخص ثالثی باشیم که زمان توقف را برای فلوتها مدیریت میکنند. همچنین این وضعیت میتواند باعث شود فلوتها در انتخاب برند خودروهای جدید محتاطتر شوند و برندهایی با خدمات پس از فروش سریعتر را ترجیح دهند. در واقع، گارانتی دیگر فقط یک کلمه روی کاغذ نیست، بلکه یک معیار کلیدی در تصمیمگیری خریدهای شرکتی شده است. به نظر میرسد تا زمانی که قوانین جدیدی برای حفظ حقوق مصرفکنندگان در زمینه گارانتی تصویب نشود، این بازی به نفع خودروسازان ادامه خواهد داشت و لیزینگها باید همین الان استراتژیهای جایگزین خود را تقویت کنند.