مجله Classic & Sports Car برای شماره ژوئن ۲۰۲۶ خود، از هر دهه قرن بیستم ده خودروی نامزد را انتخاب کرد و یک هیئت داوران پنجنفره از کارشناسان شناختهشده، از جمله استیو کراپلی، را به داوری دعوت کرد. نتیجه نهایی جالب است: فورد مدل T بهعنوان تاثیرگذارترین خودروی قرن بیستم، مکلارن F1 در جایگاه دوم و مینی در مقام سوم ایستادند؛ انتخابهایی که کمتر درباره اولی و سومی بحثبرانگیز است، اما جایگاه مکلارن F1 را میتوان از زاویهای متفاوت بررسی کرد.
هیچ شکلی نیست که مکلارن F1 یک شاهکار مهندسی و یکی باشکوهترین خودروهای تاریخ باشد. اما سوال اصلی این است: آیا «تاثیرگذار بودن» را باید بر اساس وسعت تحول صنعت بسنجیم یا بر اساس جایگاه نمادین یک خودرو در ذهن عاشقان خودرو؟ خودروهایی مانند تویوتا پریوس، لکسوس LS 400، تویوتا RAV4، فورد فوکوس و جنرال موتورز EV1 شاید کمتر از مکلارن هیجانانگیز باشند، اما مسیرهای تجاری، فناوری و حتی سبک زندگی آینده را بسیار بیشتر از این هایپرکار تغییر دادند.
با این حال، چنین رتبهبندیهایی بیشتر از آنکه حکم قطعی تاریخ داشته باشند، بهانهای برای بازخوانی میراث خودرو هستند. قرن بیستم دوره شکوفایی و بلوغ صنعت خودرو بود؛ دورهای که در آن مدل T ماشین را به مردم سپرد، جیپ موضوعات ۴x۴ را تعریف کرد و مینی نشان داد چگونه میشود با کمترین فضا، بزرگترین نوآوری را خلق کرد.
به نقل از ماشین باز
این رتبهبندی را میتوان تقابل دو تعریف متفاوت از «تاثیرگذاری» دید: از یک سو خودروهایی که صنعت را در مقیاس میلیونی دگرگون کردند و از سوی دیگر ماشینهایی که مرزهای طراحی و مهندسی را جابهجا کردند. فورد مدل T و مینی بیتردید در گروه اول قرار میگیرند، چون مدلهای تولید انبوه، مصرفپذیری و چیدمانهای نوین را به گوش جهانیان رساندند. اما مکلارن F1 بیشتر در دسته دوم میدرخشد؛ خودرویی که نشان داد موتور وسط، وزن سبک و پرهیز از اتفاقات الکترونیکی میتواند تجربه رانندگی را به یک اثر هنری تبدیل کند.
در واقع، مکلارن F1 کمتر بر خط تولید خودروسازان تاثیر گذاشت و بیشتر بر زبان طراحی، ایده خلوص مکانیکی و نسل جدید هایپرکارها. همین موضوع بعدها در محصولات گوردون موری و رویکرد برندهای پیشتاز به مهندسی سبکوزن دیده میشود. در مقابل، تویوتا پریوس نماد حرکت به سمت خودروی هیبریدی و آینده پایدار بود، RAV4 پایهگذار موج کراساوورهای شهری شد و EV1 اولین تلاش جدی صنعت برای تفکر برقی را به نمایش گذاشت. اگر معیار تحول در زندگی روزمره و استراتژی خودروسازان باشد، این گروه بسیار جلوتر از مکلارن هستند.
برای مخاطب ایرانی، این بحث فراتر از یک رقابت تاریخی است؛ نشان میدهد چگونه «شوک» در صنعت خودرو گاهی در مدلهای اسپرت و گاهی در خودروهای معمولی نهفته است. قرن بیستویکم نیز کاندیداهای خودش را دارد: پورشه کاین، نیسان قشقایی، نیسان لیف و تسلا مدل S تاکنون جریانساز شدهاند و احتمالاً این روند در دهه جاری نیز با مدلهای نوین ادامه پیدا میکند. بنابراین بحث اصلی این نیست که چه کسی برنده شد، بلکه این است که چطور هر نسل، تعریف خود را از خودروی متحولکننده بازنویسی میکند.