مکلارن، خودروساز بریتانیایی، لوگوی جدیدی را برای خودروهای نسل آینده خود رونمایی کرده است؛ طرحی که از تابلوی کارگاه بنیانگذار این شرکت، بروس مکلارن، در نیوزیلند الهام گرفته شده و بخشی از یک استراتژی گسترده برای جابهجایی به سمت بازارهای لوکس است. این «وردمارک» (wordmark) مینیمالیستی جدید، از این پس روی تمام خودروها، محصولات تجاری و کانالهای دیجیتال برند به کار خواهد رفت.
این تغییر هویت بصری، تنها چند روز پس از اعلام خبر توسعه کسبوکار بریتانیا با احداث کارخانه دوم، تولید موتورهای اختصاصی در داخل شرکت، و افزودن مدلهای جدید موتورجلو با دو ردیف صندلی از جمله یک شاسیبلند (SUV) به ترکیب محصولات مکلارن رونمایی شد. نخستین خودرویی که با این برندینگ جدید عرضه میشود، مکلارن McL 6GT است که ماه گذشته در رویداد Monterey Car Week در کالیفرنیا معرفی گردید.
این لوگو از تابلوی کارگاه خانوادگی در آوکلند نیوزیلند اقتباس شده است؛ همان کارگاهی که بروس مکلارن در آن علاقهاش به خودرو و مهندسی شکل گرفت و خودروی مسابقهای نخستین خود (یک آستین سون اصلاحشده) را ساخت که اولین پیروزیاش را در ساحل موریوای به ارمغان آورد. دیوید وودهاؤس، مدیر ارشد خلاقیت مکلارن، تأکید کرد که این تغییر صرفاً نگاهی به گذشته نیست: «هر برند بزرگ لوکسی در جهان – مثل LV یا هرمس – بنیانگذار خود را به رسمیت میشناسد. ما کاری نمیکنیم که رو به آینده نباشد.» لوگوی جدید با فونت اختصاصی جدیدی به نام McLaren Sans ارائه میشود و شرکت به سمت پالت رنگی تیرهتری برای تداعی کردن حس لوکس بودن حرکت میکند، در حالی که رنگ نارنجی معروف پاپایا بیشتر با تیمهای مسابقهای در ارتباط خواهد بود.
به نقل از ماشین باز ، این تغییر لوگو صرفاً یک اقدام تبلیغاتی نیست، بلکه نشاندهنده یک تحول راهبردی عمیق در هویت مکلارن است. این شرکت که تا دیروز به عنوان سازندهای خالصگرا در حوزه خودروهای اسپرت شناخته میشد، اکنون در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان یک برند «لوکس» در معنای کلاسیک کلمه است.
نخست، با ارجاع به بنیانگذار و کارگاه خانوادگی در نیوزیلند، مکلارن در حال ایجاد یک روایت اصیل و تاریخی است؛ عاملی که در دنیای تجملات (از لویی ویتون تا هرمس) برای جاودانه کردن ارزش برند حیاتی به شمار میرود. مشتریان برندهای لوکس، داستان و میراث میخرند، نه صرفاً محصول. مکلارن با تاخیری چندساله نسبت به رقبای ایتالیایی، اکنون در حال جبران این خلأ است.
دوم، این تغییر هویت همزمان با ورود به بخشهای کاملاً جدید بازار است: تولید درونسازمانی موتورها، گسترش کارخانه در بریتانیا، و مهمتر از همه، عرضه مدلهای موتورجلو و یک SUV خانوادگی. این نشان میدهد مکلارن دیگر نمیخواهد تنها سازنده سوپراسپرت باشد، بلکه در پی رقابت مستقیم با فراری، لامبورگینی و حتی برندهای سنتیتر لوکس در دستههای وسیعتر است.
سوم، کنار گذاشتن تدریجی رنگ پاپایا برای محصولات جادهای و حرکت به سمت رنگهای تیرهتر، سیگنالی روشن درباره جاهطلبیهای جدید برند میدهد؛ تمایلی به جدیتر، بالغتر و البته گرانقیمتتر دیده شدن.
در نهایت، باید توجه داشت که موفقیت این استراتژی صرفاً به زیبایی لوگو بستگی ندارد. مکلارن در سالهای اخیر چالشهای مالی متعددی را تجربه کرده است. آینده این استراتژی به نحوه اجرای محصولات جدید، به ویژه شاسیبلند آینده که باید با استانداردهای سختگیرانه مشتریان این کلاس رقابت کند، وابسته خواهد بود. تجربه نشان داده که در بازار لوکس، وعدههای برندینگ تنها تا زمانی ارزش دارند که محصول، آن را تأیید کند.