سال ۲۰۱۷ بود که نسل پنجم سئات ایبیزا معرفی شد؛ زمانی که فورد فیستا رقیب اصلی آن به شمار میرفت و تنها ۹ خودروی الکتریکی در بازار وجود داشتند. اما امروز و پس از گذشت سالها، صنعت خودرو کاملاً تغییر کرده است. گروه فولکسواگن در حال بازسازی استراتژیک خود است و برند سئات احتمالاً تا پایان این دهه به طور کامل بازنشسته خواهد شد. این یعنی آزمایش بلندمدت ما با سئات ایبیزا میتواند آخرین باری باشد که درباره زندگی با یک سئات گزارش میدهیم. مدل مورد آزمایش ما، نسخه FR Sport با موتور ۱.۰ لیتری توربو سهسیلندر ۱۱۳ اسب بخاری و گیربکس اتوماتیک DSG است.
در طول ۱۰ هزار مایل رانندگی، این ایبیزا نشان داد که چرا سوپرمینیهای کلاسیک هنوز هم جذابیت خود را دارند. این خودرو در عین سادگی، دارای شاسی پویا، فرمان دقیق و قدرت قابل قبولی است که رانندگی با آن را شبیه به یک مینی کوپر ارزانقیمت میکند. اما نقطه قوت اصلی آن در سادگی قدیمی نهفته است: دکمههای فیزیکی برای کنترل تهویه و سیستم صوتی، ترمز دستی مکانیکی و عدم وجود سیستمهای پیشرفته و آزاردهنده کمکراننده. علاوه بر این، ایبیزا در عمل بسیار کاربردی از آب درآمد؛ به طوری که توانست یک کمد ایکیا ۴x۴ و چهار سرنشین بزرگسال را بدون مشکل جابجا کند.
در نهایت، اگرچه مصرف سوخت آن در حدود ۴۴ مایل بر گالون بود و موتور سهسیلندر گاهی در راهاندازی دود میزد، اما ایبیزا ثابت کرد که یک خودروی تمامعیار و همهکاره است. با توجه به اینکه دوران سوپرمینیهای بنزینی داغ به پایان رسیده و برندهای جدیدتر به سمت الکتریکی شدن و دیجیتالی شدن میروند، این خودرو یک پیروزی برای سادگی و کاربردی بودن محسوب میشود. به طوری که اگر روزی بخواهیم خودرویی بخریم که تا زمان از پا افتادن در کنارمان باشد، این ایبیزا یکی از بهترین انتخابها خواهد بود.
به نقل از ماشین باز گزارش فوق تنها یک آزمایش بلندمدت معمولی نیست، بلکه مرثیهای است برای پایان یک دوران در صنعت خودروسازی. سئات ایبیزا که روزی نماد تحرک و جوانی برند اسپانیایی بود، اکنون به نمادی از تصمیمات استراتژیک گروه فولکسواگن تبدیل شده است. با تمرکز سرمایهگذاریها روی برند کupra و خودروهای الکتریکی، سئات در حال حاضر جایگاهی در نقشه راه بلندمدت این گروه ندارد و احتمالاً تا پایان دهه جاری به طور کامل بازنشسته میشود. این گزارش نشان میدهد که چگونه اولویتهای بازار تغییر کرده است: خودروها بزرگتر، سنگینتر و پر از تکنولوژیهای دیجیتالی شدهاند که گاهی به جای راحتی، آزاردهنده هستند. ایبیزا با تکیه بر دکمههای فیزیکی، وزن سبک (حدود ۱۱۷۸ کیلوگرم) و موتور بنزینی ساده، ثابت میکند که بسیاری از رانندگان هنوز به ارزشهای اصیل رانندگی پایبند هستند. جالب اینجاست که ایبیزا هیچ نسخه داغ Cupra دریافت نکرد؛ تصمیمی که نشاندهنده حاشیه سود پایین خودروهای کوچک بنزینی است. در واقع، شکست ایبیزا در کسب سهم بازار بیش از آنکه ناشی از ضعف خود خودرو باشد، برآمده از تغییر تلاقیها در صنعت خودروسازی است. امروزه خودروسازان ترجیح میدهند سرمایه خود را روی کراساوورهای پرمایه و خودروهای الکتریکی متمرکز کنند. با این حال، قیمتی که ایبیزا به ازای هر مایل (حدود ۱۶ پنس) ارائه میدهد، در کنار قابلیت اطمینان عالی آن در طول دوره آزمایش، نشاندهنده پتانسیل بالایی است که متأسفانه نادیده گرفته میشود. پیشبینی میشود با اضافه شدن سیستمهای هایبرید خفیف در سال آینده، این سری آخرین تلاش سئات برای پاسداشت میراث خود باشد، اما این اتفاق میتواند درس مهمی برای خودروسازان داشته باشد: مشتریان همچنان به خودروهای ساده، سبک و کاربردی نیاز دارند.